اصطلاحات کلیدی توگف

عبارات کلیدی:

فعالیت (Activity):

یک وظیفه یا مجموعه ای از وظایف که کارکردهای سازمان را پشتیبانی می کند؛ برای مثال، یک کاربر داده ها را به یک سیستم فناوری اطلاعات وارد می کند و یا برای دیدار با مشتریان مسافرت می کند.

برنامه کاربردی (Application):

یک سیستم عملیاتی فناوری اطلاعات که جهت پشتیبانی از فعالیت های کسب و کار توسعه داده شده است. برای مثال: یک برنامه کاربردی جهت مدیریت حقوق کارمندان. برنامه های کاربردی داده ها را استفاده می کنند و توسط چندین مولفه فناوری پشتیبانی می شوند.

معماری برنامه کاربردی (Application Architecture):

توصیفی از گروه بندی اکثر توانمندی هایی که اشیای داده ای لازم برای پردازش داده ها را مدیریت و کسب و کار را پشتیبانی می کنند، می باشد.

معماری(Architecture):

معماری برحسب حوزه ای که در آن استفاده می شود، دو معنی دارد:

  1. توصیفی رسمی از یک سیستم یا طرح جامعی از سیستم در سطح مولفه جهت کمک به پیاده سازی آن سیستم.
  2. ساختار مولفه ها، ارتباطات داخلیشان و اصول و خطوط راهنمای کنترل کننده طراحی و سیر تکاملشان در طول زمان.

زنجیره معماری(Architecture Continuum):

بخشی از زنجیره سازمانی می باشد. مخزنی از عناصر معماری همراه با افزایش جزئیات. این زنجیره با تعاریف پایه ای همچون مدل های مرجع، راهبردهای بنیادی و بخش های سازنده پایه، شروع می شود. از سوی دیگر این زنجیره با معماری های صنعتی و تمامی راه های دیگر به یک معماری خاص سازمانی توسعه داده می شود.

بخش های سازنده معماری (ABB – Architecture Building Blocks):

جزء اصلی یک مدل معماری که یک جنبه واحد از مدل کلی را توصیف می کند.

روش توسعه معماری (ADM – Architecture Development Method):

این روش هسته توگف می باشد و یک رویکرد گام به گام برای توسعه و استفاده در یک معماری سازمانی ارائه می دهد.

دامنه معماری(Architecture Domain):

چهار دامنه معماری در توگف وجود دارند: کسب و کار، داده ها، برنامه کاربردی، و فناوری.

BDAT (کسب و کار- داده ها- برنامه کاربردی- فناوری Business – Data – Application - Technology):

یک نام حفظی برای کمک جهت بیاد آوری چهار دامنه معماری می باشد.

چارچوب معماری (Architecture Framework):

یک ساختار یا مجموعه ای از ساختارهای پایه که می تواند برای توسعه گستره وسیعی از معماری های مختلف به کار برود. این ساختار می بایست شامل روشی برای طراحی یک سیستم اطلاعاتی به شکل مجموعه ای از بخش های سازنده و همچنین نمایش اینکه چگونه بخش های سازنده با هم ترکیب می شوند، باشد. همچنین می بایست شامل فهرستی از استانداردهای پیشنهادی و محصولات سازگاری که می توانند برای پیاده سازی بخش های سازنده بکار روند، باشد.

اصول معماری(Architecture Principles):

شرحی کیفی از هدفی که بایستی توسط معماری برآورده شود.

نمای معماری(Architecture View):

نمایی از معماری وضع موجود و مطلوب می باشد.

چشم انداز معماری(Architecture Vision):

  • یک دید عمقی و سطح بالا از معماری مطلوب.
  • مرحله ای در ADM که درک و تعریف مربوط به چشم انداز معماری را تحویل می دهد.
  • یک خروجی خاص که تشریح کننده چشم انداز معماری است.

خط مبداء/وضع مطلوب (Baseline):

یک مشخصه که به طور رسمی بازبینی شده و بر سرش توافق شده است. این مشخصه بعداً به عنوان پایه ای برای توسعه یا تغییرات آتی بکار گرفته می شود. این مشخصه می تواند تنها از طریق روال های کنترل تغییرات رسمی یا روال هایی همچون مدیریت پیکربندی، تغییر کند.

معماری خط مبداء/وضع موجود (Baseline Architecture):

معماری سیستم تعریف شده، قبل از ورود به چرخه بازبینی و طراحی مجدد معماری.

بخش های سازنده (Building Blocks):

مولفه ای(قالباً با قابلیت استفاده مجدد) از کسب و کار، فناوری اطلاعات، یا توانمندی معماری که می تواند با دیگر بخش های سازنده برای تحویل معماری ها و راه حل ها ترکیب شود را نشان می دهد.

بخش های سازنده می توانند در سطوح مختلفی از جزئیات بسته به اینکه در چه مرحله ای از توسعه معماری حاصل شده اند، تعریف شوند. برای نمونه، در اوایل یک مرحله، یک بخش سازنده می تواند به طور ساده شامل یک نام یا یک توصیف مختصر باشد. بعد از آن، یک بخش سازنده ممکن است به چندین بخش سازنده جهت پشتیبانی تجزیه شود و ممکن است همراه با مشخصه کامل باشد. بخش های سازنده می توانند به معماری ها یا راه حل ها مربوط باشند.

معماری کسب و کار (Business Architecture):

استراتژی کسب و کار، کنترل، سازمان، اطلاعات فرآیندهای کلیدی کسب و کار و همچنین تعامل بین این مفاهیم، در حوزه معماری کسب و کار می باشد.

کنترل کسب و کار (Business Governance):

مربوط به تضمین اینکه فرآیندها و قوانین کسب و کار (و عملکردشان)، نتایج کسب و کار را تحویل بدهند و سازگار با قوانین مربوطه کسب و کار باشند.

توانمندی (Capability):

قابلیتی که یک سازمان، شخص یا سیستم دارد. توانمندی ها به طور مشخص در عبارات عمومی و سطح بالا بیان می شوند و به طور مشخص نیازمند دستیابی به ترکیبی از سازمان، افراد، فرآیندها و فناوری ها هستند. برای نمونه: بازاریابی، ارتباط با مشتریان، یا فروش تلفنی خارج از محدوده.

علایق/نگرانی ها (Concerns):

علایق کلیدی که برای ذینفعان در یک سیستم بسیار مهم هستند و مقبولیت سیستم را تعیین می کنند. علایق ممکن است مربوط به هر جنبه ای از کارکرد، توسعه یا اجرای سیستم مشتمل بر در نظر گرفتن چیزهایی همچون عملکرد، قابلیت اتکا، امنیت، توزیع و قابلیت استنتاج، باشد.

محدودیت (Constraint):

یک عامل بیرونی که مانع از دستیابی یک سازمان به یک روش خاص در جهت رسیدن به اهدافش، می شود. برای مثال: اگر داده های مشتری به طور منطقه ای یا ملی، در داخل سازمان موجود نباشند، قابلیت ارائه خدمات رسانی به مشتریان به طور موثر را برای سازمان محدود می کند.

معماری داده ها (Data Architecture):

ساختار دارایی های داده ای فیزیکی، منطقی و منابع مدیریت داده های یک سازمان.

خروجی/تحویل دادنی (Deliverable):

یک محصول کاری معماری که به صورت قراردادی مشخص شده و به صورت رسمی توسط ذینفعان به ترتیب بازبینی، توافق و به امضاء رسیده است. تحویل دادنی ها، خروجی پروژه ها را نشان می دهند[1]. خروجی هایی که در قالب سند هستند معمولاً پس از تکمیل پروژه بایگانی خواهند شد یا به یک مخزن معماری به عنوان یک مدل مرجع استاندارد یا تصویری از چشم انداز معماری در یک نقطه زمانی، منتقل خواهند شد.

سازمان (Enterprise):

معمولاً بالاترین سطح از توصیف یک تشکیلات است و در اغلب موارد تمامی ماموریت ها و عملکردها را پوشش می دهد. یک سازمان اغلب چندین تشکیلات را به هم پیوند می زند.

زنجیره سازمانی (Enterprise Continuum):

یک مکانیزم رده بندی مفید برای دسته بندی معماری و مصنوعات راه حل ها می باشد. این مکانیزم هم به صورت داخلی و هم به صورت خارجی برای مخزن معماری، مورد استفاده قرار می گیرد.

معماری پایه (Foundation Architecture):

معماریی از خدمات و کارکردهای عمومی که به عنوان پایه ای برای معماری ها و مولفه های معماری خاص تر، می تواند مورد استفاده قرار گیرد. معماری پایه توگف شامل یک مدل مرجع فنی (TRM – Technical Reference Model) می باشد.

فاصله (Gap):

بیان تفاوت بین دو وضعیت. در زمینه تحلیل فاصله، جایی که تفاوت میان معماری موجود و معماری مطلوب شناسایی شده، به کار می رود.

کنترل/مدیریت (Governance):

روش نظارت، مدیریت و هدایت یک کسب و کار(یا چشم انداز سیستم اطلاعاتی/فناوری اطلاعات) برای تحویل خروجی مورد نیاز کسب و کار.

اطلاعات (Information):

هر ارتباط یا ارائه ای از حقایق، داده ها یا نظرات در هر رسانه یا به هر شکلی شامل: متن، عدد، گرافیک، نقشه، سمعی بصری و غیره.

فناوری اطلاعات (IT – Information Technology):

  1. مدیریت چرخه حیات اطلاعات و فناوری مربوطه استفاده شده توسط سازمان.
  2. یک عبارت چتر گونه که شامل همه یا بخشی از موضوعات مربوط به صنعت کامپیوتر همچون تداوم کسب و کار، ارتباطات، پذیرش و اجرا، کامپیوترها، مدیریت محتوا، سخت افزار، مدیریت اطلاعات، اینترنت، سیگنال خارج از محدوده، شبکه بندی، برنامه نویسی و نرم افزار، مباحث حرفه ای، مدیریت پروژه، امنیت، استانداردها، ذخیره سازی، ارتباطات صوت و داده می شود. کشورها و صنایع مختلف دیگر عبارات چتر گونه را برای تشریح این مجموعه بکار می برند.
  3. عبارتی که معمولاً به بخشی در یک سازمان که وظیفه اش تامین تعدادی یا تمامی حوزه های تشریح شده در بالا می باشد، اختصاص داده می شود.
  4. نام های جایگزین اتخاذ شده معمولاً عبارتند از: خدمات اطلاعات، مدیریت اطلاعات و غیره.

منطقی(معماری) (Logical):

یک تعریف مستقل از پیاده سازی در مورد معماری، غالباً گروه بندی موجودیت های فیزیکی مربوط به اهداف و ساختارشان را شامل می شود. برای مثال: محصولاتی از چندین فروشنده زیرساخت نرم افزار می توانند همگی بصورت منطقی بعنوان سکوهای سرویس دهنده برنامه های کاربردی JAVA گروه بندی شوند.

فراداده (Metadata):

داده در مورد داده، به هر ترتیبی در هر رسانه ای، که ویژگی های یک موجودیت را توصیف کند.

فرامدل (Metamodel):

مدلی که توصیف می کند که چگونه و با چه چیزی معماری به یک شکل ساختار یافته تشریح خواهد شد.

روش (Method):

یک رویکرد تعریف شده، قابل تکرار برای مورد بحث قرار دادن نوع خاصی از مساله.

روش تحلیل/متدولوژی (Methodology):

مجموعه ای از گام های قابل تکرار و تعریف شده برای مورد بحث قرار دادن نوع خاصی از مساله، که معمولاً بر روی یک فرایند تعریف شده متمرکز می شوند اما همچنین ممکن است شامل تعریف محتوا نیز باشند.

مدل (Model):

ارائه ای از یک موضوع مورد علاقه. یک مدل، ارائه ای از لحاظ مقیاسی کوچکتر، ساده شده و یا انتزاعی از یک موضوع اصلی را فراهم می کند. یک مدل به عنوان یک شیوه رسیدن به هدف ایجاد می گردد. در زمینه معماری سازمانی موضوع اصلی تمامی یا بخشی از سازمان است. در نهایت مدل قابلیتی است برای ایجاد دیدهایی که به علایق ذینفعان خاص اشاره می کند؛ یعنی نقطه نظرات آنها در مورد موضوع اصلی.

مدلسازی (Modeling):

تکنیکی برای ساخت مدل هایی، که یک موضوع را قادر می سازند که استدلال، بصیرت و وضوح را در رابطه با ماهیت موضوع اصلی فراهم کند، ارائه می کند.

هدف (Objective):

یک نقطه عطف محدود شده زمانی برای یک سازمان که در جهت تعیین پیشرفت بسوی مقصد بکار می رود. برای مثال: افزایش استفاده از ظرفیت به میزان 30% در پایان سال 1392 در جهت پشتیبانی از افزایش سهم برنامه ریزی شده در بازار.

فیزیکی (Physical):

توصیفی از یک موجودیت دنیای واقعی. عناصر فیزیکی در یک معماری سازمانی ممکن است هنوز هم بصورت قابل توجهی از طریق معماری راه حل، طراحی یا پیاده سازی دیدها تجزیه شوند.

مدل مرجع (RM – Reference Model)

یک مدل مرجع عبارت است از یک چارچوب انتزاعی برای درک ارتباطات معنادار میان موجودیت های یک محیط و برای توسعه استانداردهای سازگار یا مشخصه های پشتیبانی کننده آن محیط. یک مدل مرجع بر پایه تعداد کمی از مفاهیم یکپارچه شده است و ممکن است بعنوان پایه ای برای آموزش و تشریح استانداردها به یک فرد غیر متخصص بکار رود. یک مدل مرجع بطور مستقیم با هیچ استاندارد، فناوری یا دیگر جزئیات عملی پیاده سازی برابر نیست؛ اما به دنبال فراهم کردن مفاهیم مشترک است که می توانند بصورت آشکار در سراسر و در میان پیاده سازی های مختلف بکار روند.

مخزن (Repository):

سیستمی که تمامی داده های یک سازمان را مدیریت می کند. این سیستم شامل داده ها و مدل های فرایندی و دیگر اطلاعات سازمان می باشد. از اینرو تعداد داده های موجود در یک مخزن، بسیار بیشتر است از تعداد داده هایی که در یک فرهنگ لغت داده که معمولاً تنها شیوه آرایش یک پایگاه داده را تعریف می کنند.

نیازمندی (Requirement):

بیان کمّیِ نیازهای کسب و کار، که می بایست بوسیله یک معماری یا بسته کاری خاص برآورده شود.

معماری بخش (Segment Architecture):

توصیف رسمی و دقیق از واحدهای درون یک سازمان که در سطح برنامه یا کارکرد برای سازماندهی و تنظیم فعالیت تغییر بکار می رود.

معماری راه حل (Solution Architecture):

توصیفی از یک عملیات یا فعالیت گسسته و متمرکز کسب و کار؛ و اینکه چگونه سیستم اطلاعاتی/فناوری اطلاعات آن عملیات را پشتیبانی می کند، می باشد. یک معماری راه حل معمولاً به یک پروژه واحد یا انتشار پروژه اعمال می شود. مشخصه های سطح بالای کسب و کار، سیستم فناوری اطلاعات و فهرستی از امور پیاده سازی، در ترجمه نیازمندی ها به یک چشم انداز راه حل کمک می کنند.

بخش سازنده راه حل (Solution Building Block):

یک راه حل کاندید فیزیکی برای یک بخش سازنده معماری (ABB – Architecture Building Block). بطور مثال یک بسته تجاری استاندارد (COTS – Commercial Off-The-Shelf) - که بخشی/مولفه ای از دید فراگیرنده معماری می باشد.

زنجیره راه حل ها (Solutions Continuum):

بخشی از زنجیره سازمانی می باشد. مخزنی از راه حل های قابل استفاده مجدد برای عملیات های پیاده سازی آتی. شامل پیاده سازی های مربوط به تعاریف متناظر در زنجیره معماری.

ذینفع (Stakeholder):

یک شخص، تیم یا سازمان (یا گروه های متعلق به آن) علاقمند یا نگران در رابطه با نتایج معماری. ذینفعان مختلف با نقش های مختلف نگرانی های مختلفی خواهند داشت.

معماری راهبردی (Strategic Architecture):

یک توصیف مختصر رسمی از سازمان، که فراهم کننده یک چارچوب سازماندهی برای فعالیت های عملیاتی و تغییر، و سطح اجرایی بلند مدت برای مشخص کردن مسیر می باشد.

معماری مقصد/وضع مطلوب (Target Architecture):

توصیفی از یک وضعیت مطلوب مربوط به معماری توسعه داده شده برای یک سازمان می باشد. ممکن است چندین وضعیت توسعه داده شده مطلوب، به عنوان یک نقشه راه برای نشان دادن سیر تکامل معماری به وضعیت نهایی وجود داشته باشند.

مدل مرجع فنی (TRM – Technical Reference Model):

ساختاری که به مولفه های یک سیستم اطلاعاتی اجازه می دهد در یک وضعیت همسان توصیف شوند.

معماری فناوری (Technology Architecture):

توانمندی های سخت افزاری و نرم افزاری منطقی که برای پشتیبانی توسعه کسب و کار، داده ها، و خدمات برنامه های کاربردی مورد نیاز هستند. این توانمندی ها شامل: زیرساخت فناوری اطلاعات، میان افزارها، شبکه ها، ارتباطات، پردازش ها و استانداردها می باشند.

معماری انتقال/گذار (Transition Architecture):

توصیف رسمی از معماری سازمانی که نشان دهنده دوره های انتقال و توسعه مربوط به بخش های خاصی از یک سازمان می باشد. معماری های انتقال برای فراهم کردن یک دید کلی از توانمندی فعلی و نهایی به کار می روند و اجازه می دهند بسته های کاری و پروژه های منحصر بفرد در یک فهرست و برنامه ای مدیریت شده گروه بندی شوند.

نما (View):

ارائه ای از مجموعه ای از علایق/نگرانی های مرتبط با هم. یک نماچیزی است که از یک "نقطه نظر" دیده می شود. یک نمای معماری، ممکن است به وسیله یک مدل برای نشان دادن حوزه های مورد علاقه ذینفعان در معماری ارائه شود. یک دید از لحاظ ماهیتی مجبور نیست که گرافیکی یا شنیداری باشد.

دیدگاه (Viewpoint):

تعریفی از نمایی که از طریق یک "نما" کسب شده است. عبارت است از مشخصات مربوط به قراردادها برای ایجاد و استفاده از یک دیدگاه (اغلب به وسیله یک نما یا قالب مناسب). یک "دید/نظر" چیزی است که شما می بینید؛ یک "دیدگاه" جایی است که شما از آن نگاه می کنید، یک موقعیت خوب یا چشم انداز بهتری که تعیین می کند چه چیزی را می بینید.

خلاصه:

این فصل عبارات کلیدی به کار رفته در این بخش را تعریف و فهرست کرد.


[1]به همین علت در این کتاب اغلب از واژه "خروجی" به جای واژه "تحویل دادنی" استفاده می شود.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن